مرتضى مطهرى
120
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> البته چون فعلا بحث حركت مطرح است با قضيهء انسان و سنگ يا آب و آتش كه در مسير حركت يكديگر نيستند كارى نداريم ، آن مسأله را به نحو ديگرى بايد حل كرد . پس اشيائى كه در مسير حركت يكديگر قرار دارند گو اينكه ذهن به حسب قرار داد هر دو را در يك ماهيت اعتبار مىكند و يك اسم روى آن مىگذارد ولى در واقع اين جور نيست ، بلكه بين همين حدودى كه او يك ماهيت قرار داده است ميليونها و ميلياردها ماهيت قابل اعتبار است . - در اينجا آيا نمىتوانيم با توجه به همان مثال هواپيما بگوييم چيزى كه منشأ انتزاع اين ثبات و وحدت مىشود در نظر گرفتن دو حد است و ثبات جهت ؟ استاد : نه ، درست است كه در آن مثال ثبات جهت هم هست ولى اعتبار كردن مكان واحد به اعتبار جهت نيست . چون يك امر اعتبارى قرار دادى است اگر ثبات جهت هم نباشد باز مىتوانيم آن را اعتبار كنيم . مثلا فرض كنيد ما دو قالى در كنار هم داريم و مورچهاى دارد بر روى يكى از آن دو حركت مىكند . بعد مىگوييم الآن يك ساعت است كه اين مورچه روى آن قالى حركت مىكرده و حالا تازه وارد اين قالى شده است ؛ يعنى تمام مساحت آن قالى را براى اين مورچه يك « بودن » در نظر گرفتهايم ؛ تمام اين مكان بسيار وسيع را كه ميليونها برابر حجم آن شىء است به منزلهء محلى كه او را اشغال كرده است در نظر گرفتهايم ، گويى تمام اين يك ساعت تمام اينجا را اشغال كرده بوده است . يعنى قار الذات بودن مكان در اينجا به ما كمك مىكند كه ما يك جور وحدتى و يك جور ثباتى فرض كنيم . استاد : بله ، يك جور ثباتى فرض كنيم با اينكه در واقع ثبات نيست . - يعنى گويى ما مىآييم و آن قارالذات بودن و ثبات مكان را منعكس مىكنيم و نسبت مىدهيم . به حركتى كه ثبات ندارد . استاد : البته باز هم اگر اين تعبير نشود بهتر است . شما اين جور بگوييد كه اين مورچه طولش نيم سانتيمتر است و مكان واقعىاش كه هميشه اشغال مىكند نمىتواند بيش از نيم سانتيمتر باشد . اين مورچه وقتى كه در حال حركت است دائما مكان عوض مىكند ، البته نه به اين معنى كه « آن » به « آن » مكان عوض مىكند به « آن » هاى جدا جدا ، بلكه به اين معنى كه على الاتصال مكان عوض مىكند . مكان واقعى اين مورچه همان است كه دائما دارد عوض مىشود ، يعنى همان مقدار نيم سانتيمتر است ، ولى شما مىتوانيد مكان مورچه را اعتبار كنيد نه به اندازهء نيم سانتيمتر بلكه به اندازهء دو متر ، يعنى مورچه را در ميان اين دو متر ببينيد و بعد بگوييد ده دقيقه است كه در اين مكان قرار دارد . مكان واقعىاش بيش از نيم سانتيمتر نيست ولى گويى كه شما همهء اين دو متر را يك مكان براى اين مورچه ديدهايد . اين مثل اين است كه شما مىگوييد من در اين خانه قرار دارم ، اين خانه مكان من است ، من در اين خانه نشستهام . همهء اين خانه كه مكان شما نيست ؛ مكان شما هميشه قسمتى از اين خانه است ولى شما همهء اين خانه را به منزلهء مكان خود فرض كرده و مىگوييد من در اين خانه قرار دارم ، اين خانه جاى من است ، من در اين خانه نشستهام . ذهن از اين گونه اعتبارات زياد دارد . در آنجا هم همين طور است كه همهء مسافت را به منزلهء